✣✣✣اگه بی جنبه ای نیا تو✣✣✣
هیس هیچی نگو!!!!!!!
وقتی تو نیستی همه چیزعادی می شود...

حق با کشیش ها بود گالیله!

زمین آنقدر هم گرد نیست ...

هرکس که میرود دیگر باز نمی گردد
!!!...
نوشته شده در پنج شنبه 11 آبان 1391برچسب:, ساعت 23:8 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

 

من بــــــــــــــــــــــي تو...
شعـــــــــــــــــــــر خواهم گفت...
تو بي مــــــــــــــــــــن چه خواهي کرد...؟
اصـــــــــــــلا يادت هست که نيـــــــــــــستم.....؟!

 

نوشته شده در پنج شنبه 11 آبان 1391برچسب:, ساعت 23:7 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

 

 زن بــــــودن...
ترجمه ي کلمه ي تمام "ظرافت هاي دنياست" ....
مردان اين ظرافت را گاهي درک نميکنند...
و زن ظرافتش ميشکند...
مرد اسم اين ظرافت را "احــساس بـي جــا" ميگذارد...
و زن اسمش را "عـــشـق" ميگذارد...
چه عشق ها که بخاطر ناداني مردان شکسته شد...!

 

نوشته شده در پنج شنبه 11 آبان 1391برچسب:, ساعت 23:6 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

 

 بـــلافــــاصــــلــه پـــــس از مـــــرگــــم مــــرا بـــــه خــــــاکــــــ نـــســــپـــــاريــــــد.....
دوســـــتــــــانــــــم عـــادتـــــــ دارنـــــــد کـــــه ديـــــــــــــــر بـــيـــــايــــنــــــــد....
.

 

نوشته شده در پنج شنبه 11 آبان 1391برچسب:, ساعت 23:6 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

 

 وقتي زن ميگويد دلم برايت تنگ شده....
يعني دوستت دارد....
اگر بگويد دوستت دارد يعني دلش برايت تنگ خواهد شد...
جمله ي "دلم برات تنگ شده" ...
براي زن عميق تر از تمام اقيانوس ها ست...

 

نوشته شده در پنج شنبه 11 آبان 1391برچسب:, ساعت 23:4 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

با هزار ایما و اشاره ...با لبخندم ، سکوتم و نگاهم و...بهت گفتم دوستت دارم...اما دریغ از ذره ای توجه ! نمی دانم یا تو کج فهی و یابه زبان دل عادت نداری و فقط کلام را میشنوی ، میفهمی و باور میکنی!

پس یک کلام:...دوستت دارم
...

 

نوشته شده در پنج شنبه 11 آبان 1391برچسب:, ساعت 23:2 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

 

دلــــــم مي خـــواهد بخــــوابــــم...
مثــــل مــــاهــــي تنــــگ که چنـــد روزيــــست روي آب خوابــــيده اســــت ....

 

نوشته شده در پنج شنبه 11 آبان 1391برچسب:, ساعت 23:1 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

 

زنــــــآنـي کـهـ حـالا تـهـي از احــســــآس ...
و بـا چـتـري از مـنـطـق ...
گـوشـهـ اي تـنـهـآ نـشـسـتـهـ انـد ....
بـي شـکـــ ، هـمـان دخــــــتـــرکـــآن بـي پــروايـــي انـد ...
کـهـ سـالـهـايـي نـهـ چـنـــــــدان دور ...
بـي تـجـربـهـ از " تـــــب و لـــــــرز " عـشـــق ...
" خــــيـــســـي بـــآرانــــش " را آرزو مـيـکـردنـــــــد ... ! 

 

نوشته شده در پنج شنبه 11 آبان 1391برچسب:, ساعت 23:0 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

 

خدايا شبيه بادکنکي شده ام...
از بغضهايي که به اجبار فرو داده ام...
التماست ميکنم...
فقط يک سوزن...!
تکه تکه شدنم با خودم... 

نوشته شده در پنج شنبه 11 آبان 1391برچسب:, ساعت 23:0 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

 بعضی وقتا

گوشه ی سمت راست زندگیم دنبال  58568372203669885111.png  میگردم!

نوشته شده در پنج شنبه 11 آبان 1391برچسب:, ساعت 22:51 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||



آن لحظه که دلتنگ یارم می شوم.

خود به خود هوس باران را می کنم.

آن لحظه که اشک از چشمانم سرازیر می شود.

هوس یک کوچه تنها را می کنم.

آن لحظه است که دلم می خواهد

تنهایی در زیر باران بدون هیچ چتر و سر پناهی قدم بزنم

قدم بزنم تا خیس خیس شوم ،

خیس تر از قطره های باران…. خیس تر از آسمان و درختان

آن لحظه که خیس خیس می شوم ، دلم می خواهد باز زیر باران بمانم ،

دلم نمی خواهد باران قطع شود.

دلم می خواهد همچو آسمان که بغضش را خالی می کند ،

خالی شوم ...

از دلتنگی ها ، از این شب پر از تنهایی

تنها صدای قطره های باران را می شنوم ،

اشک می ریزم ،

و آرزوی یارم را می کنم

دلم می خواهد آسمان با اشکهایش سیل به پا کند

لحظه ای که آرام آرام می شوم

و دیگر تنهایی را احساس نمی کنم ،

چون باران در کنارم است.

باران مرا آرام می کند ،

مرا از غصه ها و دلتنگی ها رها می کند و به آرزوهایم نزدیک می کند

آن دم که باران می بارید ، بغض غریبی گلویم را گرفته بود ،

دلم می خواست همچو آسمان که صدای رعدش

پنجره های خاموش را می لرزاند فریاد بزنم ،

فریاد بزنم تا یارم هر جای دنیاست صدای مرا بشنود.

صدای کسی که خسته و دلشکسته

با چشمان خیس و دلی عاشق در زیر باران قدم می زند ،

تنهایی در کوچه های سرد و خالی…

کجایی ای یار من ؟

کجایی که جایت در کنارم خالی است.

در این شب بارانی تو را می خواهم ،

به خدا جایت خالی خالی است.

کاش صدایت همچو صدای قطره های باران در گوشم زمزمه می شد

تو بودی شبی عاشقانه با هم داشتیم

تو که نیستی منی که همان مرد تنها می باشم

قصه ای غمگین را در این شب بارانی خواهم داشت.

قصه مرد تنها در یک شب بارانی ،

شبی که احساس می کنم بیشتر از همیشه عاشقم.

آری

آن شب آموختم که

باران بهترین سر پناه من برای رفع دلتنگی هایم است....

نوشته شده در پنج شنبه 11 آبان 1391برچسب:, ساعت 22:49 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

                       

نوشته شده در پنج شنبه 11 آبان 1391برچسب:, ساعت 22:46 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

        

نوشته شده در پنج شنبه 11 آبان 1391برچسب:, ساعت 22:45 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

 

گاهی دلت می خواد همه بغضات از تو نگاهت خونده بشه که جسارت جسارت گفتن کلمه ها رو نداری

اما....

یه نگاه گنگ تحویل می گیری یه جمله مثله : چیزی شده؟ اونجاست که بغضتو با یه لیوان سکوت سر می کشی

و با لبخند میگی : نه هیچی

نوشته شده در چهار شنبه 10 آبان 1391برچسب:, ساعت 21:36 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

 

وقتی یه نفر میگه هیچ کس منو دوست نداره منظورش از هیچ کس یک نفر بیشتر نیست

همون یک نفری که برای اون همه کسه

نوشته شده در چهار شنبه 10 آبان 1391برچسب:, ساعت 21:35 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

صفحه قبل 1 ... 22 23 24 25 26 ... 43 صفحه بعد